اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

9

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى )

بود و مادّهء سودا « 1 » اندر سالهاى كهل غالبتر بود و اندر فصل خريف ، و اللّه اعلم . « 2 » باب 3 - اندر آنكه [ آ - 2 ] امتلا چند گونه بود . « 3 » امتلا دو گونه بود يكى به تازى الامتلاء بحسب الاوعية « 4 » گويند و اين چنان باشد كه مرد كاهل بود و گران جنبد و رنگ روى او گرديده بود ، پيوسته دست و پاى دراز مىكند و دهان باز مىكند ، چنان كه كسى را خواب بود خويشتن را همى يازد « 5 » و سر او گران باشد و رگهاى او بيرون خاسته باشد كه « 6 » از بينى و بن دندان‌ها خون آيد و قوّت بر جاى بود از بهر آنكه مادّه‌ها بر يكديگر غلبه ندارد و تباه گشته نبود ، يعنى عفونت پذيرفته نباشد و مرد اندر خويشتن نشان ماندگى يابد به سبب امتلا . گونهء دوم به تازى ، الامتلاء بحسب القوّة گويند و اين چنان باشد كه طبيعت اخلاط را اندر مصالح تن به كار نتواند برد و سبب آن يا بسيارى اخلاط بود يا عجز طبيعت به سبب سوء المزاج يا به سبب ديگر و نشان اين چنان بود كه قوّت ضعيف بود و از روى غذا نباشد و نبض ضعيف بود و بول خام باشد و باشد كه بول و عرق گنده بود و هر كجا كه دست برنهند از اندام ( 7 ) و يا هر وقت بجنبد رنجى و المى يابد ،

--> ( 1 ) . ب : سرد . ( 2 ) . االف : « و اللّه اعلم » ندارد . ( 3 ) . ب : است . ( 4 ) . ب : بحسب الادعيه . ( 5 ) . الف : « خويشتن همى يازد » ندارد . ( 6 ) . ب : « كه » ندارد .